تبليغاتX
razmehr
مطالب - مقالات - خاطرات - عکس

 عشق!

دختری کنجکاو میپرسید:  ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفتا:گناه بی بخشش

 واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است

 محتسب گفت: منکر عظما ست
قاضی شهر عشق را فرمود حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است

 پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت: من فقط یک سوال پرسیدم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 8:58  توسط رازمهر  | 

میگفت: در اون سالها سرباز بگیری بود و من رو بردند به سرباز خونه ای در مشهد… هنوز ۴۵ روز نگذشته بود که دلم برای خانواده ام تنگ شد اما مرخصی ندادن منم بدون مرخصی پای پیاده از مشهد تا طرقبه ( ۱۸ کیلومتر ) دویدم و بعد از دیدن خانواده دوباره از طرقبه تا مشهد دویدم و رفتم پادگان … پادگان که رسیدم دیدم گروهبان متوجه غیبت من و چند نفر دیگه شده که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو باید بدوید … شروع به دویدن که کردیم بعد از هزار متر سرباز های دیگه خسته شدن اما من دور کامل دویدم و ایستادم…! فرمانده گروهان که دویدن من رو ندیده بود گفت مگه نگفتم دور کامل باید بدوی؟ گفتم دویدم قربان …گفت فضولی موقوف ..! دوباره باید بدوی…! خلاصه دو دور دیگه به مسافت هشت کیلومتر دویدم و سر حال جلوی فرمانده ایستادم و همین باعث شد مسیر زندگی ام تغییر کند…!

یک روز من رو با یک جیپ ارتشی به میدان سعد اباد مشهد بردند برای مسابقه… رییس تربیت بدنی تا من رو دید گفت چرا کفش و لباس ورزشی نپوشیدی؟ گفتم ندارم …! گفت :خوب برو سر خط الان مسابقه شروع میشه ببینم چند مرده حلاجی … خلاصه با پوتین و لباس سربازی دویدم و دور اخر همه داد میزدن باریکلا سرباز … برنده که شدم دیدم همه میگن سرباز رکورد ایران رو شکستی …! من   اون روز با پوتین و لباس سربازی رکورد ایران رو شکستم و بهم کاپ نقره ای دادن…!

خبر رکورد شکنی من خیلی زود به مرکز رسید و بهم اَمریه دادن تا برم تهران …با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان خودم رو به دژبانی مرکز رسوندم و با فرمانده لشگر که روبرو شدم گفت: تو همون سربازی هستی که با پوتین رکورد شکستی؟ گفتم بله قربان … گفت چرا اینقدر دیر امدی و سریع من رو سوار ماشین کردند و به استادیوم امجدیه بردن که قرار بود مسابقه بزرگی انجام بشه …! مسابقه دوی ۵۰۰۰ متر بود و من کفش و لباسی رو که رییس تربیت بدنی مشهد داده بود پوشیدم و رفتم لب خط…! یکدفعه صدای تیری شنیدم و هراسناک این طرف اونطرف رو نگاه کردم ببینم چه خبره که دیدم رییس تربیت بدنی با عصبانیت میگه چرا نمیدوی … بدو..! من نگاه کرده دیدم اون هفده نفر دیگه مسافتی از من دور شدن و من تازه فهمیدم که صدای شلیک تیر برای اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صدای  ( حاضر رو ) مسابقه رو شروع میکردم اینجا هم منتظر همون کلمه بودم نه صدای تیر …خلاصه شروع کردم به دویدن و یه عده هم من رو هو میکردن و میگفتن مشهدی تو از اخر اولی …! دور سوم رو که دویدم تازه به نفر اخر رسیدم و تازه گرم شده بودم …! در دور بعد متوجه شدم نفر چهارم هستم و با خودم گفتم خدا رو شکر لااقل چهارم میشم…! سه دور تا اخر مسابقه مانده بود که دیدم فقط یک نفر با فاصله از من جلوتره…! دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم… به خط پایان نزدیک میشدیم که جلو زدم و اول شدم …! باز هم رکورد ایران رو شکسته بودم و از عزیز منفرد که سالها قهرمان ایران بود جلو زده بودم…!

اینها حرف های استاد علی باغبانباشی قهرمان دوی ایران است که ۲۹ سال متوالی بدون حتی یک باخت مقام نخست مسابقات را در ایران داراست و جالب است بدانید که تا بحال این رکورد در هیچ رشته ورزشی در دنیا شکسته نشده…! باغبان باشی ۲۱۹ مدال اسیایی و جهانی دارد و در هشت مسابقه المپیک شرکت کرده و اول شده!

ادیب زاده میگوید : زمان شاه شنیدم که پای باغبان باشی شکسته …! با گروه فیلمبرداری رفتیم و وقتی با اون مصاحبه کردم با ناراحتی گفت دکتر ها گفته اند باید یک پای من رو قطع کنند … شب که فیلم پخش شد ۵۰ خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانیت میخواستن یه جوری به علی باغبان باشی کمک کنن …همون شب رضا پهلوی که در اون زمان ولیعهد بود و نزدیک به ۱۷ سال داشت به آقای جهانبانی، رییس سازمان ورزش (‌که اوایل انقلاب اعدام شد) دستوری داده بود، که او هم شبانه به در خانه باغبانباشی رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت ۱۱ صبح از فرودگاه زنگ زد که مثل این‌که معجزه شده و من برای درمان به نیویورک می‌روم.

در نیویورک پایش را یک پروفسور بزرگ عمل کرده بود، بعد از دو ماه که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد که من می‌خواهم به زودی در یک مسابقه‌ی دو میدانی شرکت کنم و شما را هم دعوت می‌کنم.

علی باغبان باشی وقتی در زمان ریاست جمهوری خاتمی به مراسم تقدیر و نکوداشت پیشکسوتان دعوت شد زمانی که نام باغبانباشی در مراسم از طریق بلند گو اعلام گردید خاتمی از یکی از حاضرین پرسید مگر باغبانباشی زنده است؟!  و چه ضیافتی بود در آغوش کشیدن و اشک به چشم آوردن خاتمی برای قهرمانی که نام ایران را بر بلندای المپیک جهانی فریاد کشید …!

باغبان باشی اکنون ۸۴ سال سن دارد و هنوز فعالیت ورزشی میکند …! اخرین باری که باغبان باشی را دیدم دور میدان دروازه قوچان بود؛ به گرمی حال و احوال کردم و او گفت: شما مگه من رو میشناسی؟ لبخندی زدم و گفتم تمام دنیا شما رو میشناسن…! باغبان باشی هنوز در طرقبه زندگی میکند و روحیه شاد و ورزشکاری دارد … برایش ارزوی طول عمر با عزت و سلامت ارزومندم.

نمیدانم چرا هیچ کس جرات نمیکند از زندگی علی باغبان باشی فیلمی تهیه کند؟ در عین اینکه ساختن این فیلم بودجه هنگفتی رو میطلبد اما ارزشش را دارد…! حیف که سازمان تربیت بدنی ما نکوداشت و بزرگداشت قهرمانان رو در دادن چند سکه و احیانا یک ماشین خلاصه کرده و هیچ کار فرهنگی و ماندگار انجام نمیشود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:19  توسط رازمهر  | 

   چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ...

فدریکو گارسیا لورکا - Federico García Lorca 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10:27  توسط رازمهر  | 

چندي بود منتظر بودم تا روز جمعه11/11/1387 فرا رسد چرا که مي خواستم از نزديک با فردي آشنا شوم که در رابطه با فعاليت هايش در مرکز وادي الايمن علي(ع) اتريش

VADELAYMAN ALI
HUMAN CELL BALANCING CENTER

سئوالات زيادي در ذهنم بود. تنها شنيده بودم که در رابطه با درمان بيماري سرطان فعاليت دارد وبس، اما نمي دانستم از چه روشي و با چه ابزاري. سرانجام روز موعد فرا رسيد. با کمي تاخير به دانشگاه رسيدم وارد سالن آمفي تئاتر که شدم ديدم مراسم شروع شده و پروفسور عالي شاهي همان که منتظر بودم از نزديک ببينمش مشغول ارائه سمينار مي باشد. جو سنگيني بود چرا که خيلي ها براي ارائه مدارک بيماران خود و مشورت با دکتر آمده بودند از طرفي تعدادي از بيماران سرطاني هم حضور داشتند حتي بيژن نوباوه نيز که توسط دکتر عاليشاهي تحت مداواست نيز حضور داشت.  

پس از 10 سال سکوت در دانشگاه صنعتی امير کبير لب به سخن گشوده بود و از فعاليت هايش مي گفت از اين که در تحقيقاتشان به چه نتايجي رسيده اند و.....

بعضي از نکات را به صورت تيتر وار اشاره مي کنم. 

1- هر سلول خود را در زماني معادل با  يک بيست و هفت ميليارديم ثانيه محيط اطراف وفق مي دهد و اگر اين اتقاق نيفتد سلول دچار مشکل مي شود. 

2-سلول هاي زنده در حالت استراحت داراي تعادل بيو الکتريکي و بيو مغناطيسي مي باشند و اين تعادل هم بين کروموزوم هاي درون سلولي برقرار است و هم بين محيط داخل و خارج سلول  

3- هر عامل خارجي  که اين تعادل را به نوعي بر هم بزنه براي سلول ايجاد اشکال مي کند.

4-تمام سلول هاي سرطاني بدن يک موجود زنده با هم متفاوتند و جالبتر اينکه با تمام سلول هاي سرطاني موجودات زنده ديگر نيز تفاوت دارند به عبارتي به تعداد موجودات زنده داراي سرطان ضربدر تعداد سلول هاي سرطاني آنها سلول سرطاني متفاوت موجود مي باشد و اين يعني يک عدد نجومي که سبب شده است خيلي از پژوهشگران براي درمان سرطان نااميد شوند و جاي درمان سرطان به دنبال افزايش طول عمر بيمارن سرطاني باشند. که نمونه آن پروژه 5/1 ميليارد دلاري آمريکا براي بررسي ژنوم انسان و درمان سرطان بود که به جائي نرسيد.

5-تقسيم سلولي که تا به حال مي شناختيم اشتباست. آن ها پس از بررسي هاي زياد متوجه شدندکه فرايند تقسيم سلولي که تا کنون ارائه مي شده داراي اشکال مي باشد و نظريه جديدي را ارائه کردند که در آينده اي نه چندان دور به تمام دنيا عرضه خواهد شد.  

6-در راه درمان سرطان از روش زير استفاده مي کنند.

الف: برقراي تعادل بيو الکتريکي و بيو الکترو مغناطيسي بر بدن براي جلوگيري از ايجاد سلول هاي سرطاني جديد

ب: وادار کردن سلول هاي سرطاني موجود به خود کشي  

7-روش ارائه شده توسط اين دانشمند بزرگ ايراني نه تنها درمان بخش سرطان مي باشد بلکه تمامي مشکلات احتمالي با بيس سلولي را رفع مي نمايد حتي مشکلاتي که شايد ما خود از آن ها با خبر نباشيم.

در واقع تحول بنياديني در سلول ايجاد خواهد کرد.

8- دستگاه مد نظر که کار انتقال امواج به بدن فرد را دارد در زير زمين در نزديکي وين اتريش (وين) در مرکز                                    HUMAN  CELL  BALANCING  CENTER  کار گذاشته شده است و بيماران از کانالي مار پيچ براي رسيدن به کره اي که در زير زمين کار گذاشته شده است استفاده مي کنند. در ساخت اين کانال چيزي حدود 200 متر مربع طلا به کار رفته است و بيماران در داخل اين کره در عمق زمين بر روي تختي تمام نقره اموج مد نظر را دريافت مي کنند.

9- از ماهيت اين امواج چيزي گفته نشد ولي براي اولين بار در دنيا توسط آن ها کشف و استفاده مي شود.

10- طول درمان توسط اين دستگاه از 6 تا 18 روز مي باشد.

11- پس از گرفتن مجوز از دولت اتريش ، با اجراي اين عمليات بر بيش از 300 بيمار به نتيجه 80 درصدي درمان کامل بيماري دست يافته اند .

12- اين اختراع اخيرا در آمريکا ثبت شده است .

13- روش بيوالکتريک و بيوالکترومغناطيسي درماني موجب شادابي سلولها و خودکشي سلول هاي سرطاني مي شود و هيچگونه عارضه اي ندارد .

 پس از اتمام سمينار اين پروفسور عالي قدر 2 نفر از بيماران ايشان و دو نفر از نزديکان بيماران ايشان از نحوه درمانشان براي همه سخن گفتند.

نفر اول : خانمي بودند که تومور مغزي بد خيمي در ناحيه ساقه مغز داشتند که توسط پزشکان داخل جواب شده بودند ايشان که اولين بيماري بودند که توسط اين روش بهبود يافته بودند در سال 85 و توسط روش دکتر به صورت کامل درمان پيدا کردند و به مانند همه ي من و شماها سالم و سر زنده در سالن آمفي تئاتر سخن مي گفتند.

نفر دوم: خانمي بودند که از چندي پيش مبتلا به سرطان معده شده بودند و پس از خارج کردن معده تا حدودي بهبود يافته بودند ولي پس از چندي مجددا تومور مغزي در ناحيه گيجگاهي ايشان ايجاد مي شود که با توصيه دوستانشان به اتريش مي روند و تحت درمان قرار مي گيرند و هم اکنون وضعيت ايشان رو به بهبود ي کامل است.

نکته اي را از دکتر به زبان آوردند که مايه تعجب همگان شد. مي گفتند موقعي که روي تخت تمام نقره در زير زمين امواج دريافت مي کردم پس از اتمام عمل که دکتر راهي اين محفظه مي شدند با ذکر وارد مي شدند و آن هم اين ذکر بود "يا من اسمه دوا و ذکره شفاء"

نفر سوم: خانم دکتري بودند که در رابطه با نحوه درمان پدرشون صحبت کردند. اينجوري که ايشون مي گفتند پدرشون سرطان خون داشتند و همه پزشکان از درمانشون قطع اميد کرده بودند. جالب اين جاست که پس از درمان توسط دکتر عاليشاهي نه تنها مشکل سرطان خونشون حل شده بلکه ديگه هيچ اثري از ديابت و فشار خون هم در ايشون نيست.

نفرچهارم: جناب دکتري بودند که از نحوه‌ي‌ درمان همسرشون که مبتلا به بيماري سرطان بودند گزارشي ارائه کردند.

در انتها پروفسور عالي شاهي با تلاوت آياتي از قرآن کريم همه اين ها را فضل پروردگار ناميدند و تنها خود را اسباب و وسيله اي بيش ندانستند آن هم براي خدمت به بشر.

جام جم 

http://rssnews. ir/News-418153. html

 اين هم اطلاعاتي از اين موسسه:

  TEL : 0043 2234 73038

 FAX : 0043 2234 73039

www.vadelayman. com

info@vadelayman. com

V.A(1388/11/ 11)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10:18  توسط رازمهر  | 

چای به‌عنوان یکی از بهترین نوشیدنی‌های گرم از دیرباز مورد توجه افراد جوامع مختلف قرار داشته و طرفداران بی‌شماری را به خود اختصاص داده است. قدمت مصرف چای به بیش از پنج هزار سال می‌رسد و در این میان، چینی‌ها و ژاپنی‌ها درخصوص خواص این گیاه تحقیقات زیادی انجام داده و مطابق با آمار احتمال ابتلا به انواع بیماری‌ها به علت نوشیدن چای سبز در آنها کمتر است.

برگ‌های همیشه سبز
بررسی خواص درمانی چای سبز، موضوع تحقیقی است که توجه بسیاری از محققان و متخصصان تغذیه را به خود جلب کرده است.
دکتر احمدرضا درستی، رئیس انستیتو تحقیقات تغذیه و صنایع غذایی درخصوص تهیه چای سبز از برگ‌های تازه و جوان گیاه چای می‌گوید: در فرآیند تهیه چای سبز که از طریق بخاردادن برگ‌های سبز گیاه به‌دست می‌آید، ترکیبات آنتی‌اکسیدانی موجود در گیاه حفظ شده و هیچ‌گونه تغییری در آن ایجاد نخواهد شد.
این متخصص تغذیه می‌افزاید: چای سبز حاوی مقادیر فراوانی پلی فنول بوده که مطابق با تحقیقات انجام شده در پیشگیری از ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها و از بین بردن رادیکال‌های آزاد نقش مهمی دارد.
این در حالی است که در فرایند تولید چای سیاه در اثر تخمیر، خواص ترکیبات آنتی‌اکسیدان و رنگ آن دچار تغییر می‌شود.

آنتی اکسیدان

آنتی‌اکسیدان‌ها، ترکیباتی مفید در حفظ سلامتی بدن بوده که عملکرد رادیکال‌های آزاد را متوقف می‌کند.
دکتر شهریار اقتصادی، متخصص تغذیه درخصوص آنتی‌اکسیدان‌های موجود در چای سبز می‌گوید: پلی‌فنول‌ها از جمله ترکیبات آنتی‌اکسیدانی مفید در سلامت سلول‌ها هستند که ۳۰ تا ۴۰ درصد از ترکیبات موجود در چای سبز را شامل می‌شوند.
این متخصص تغذیه ، نوشیدن چای سبز را از جمله روش‌های پیشگیری از ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، قلب و عروق و پوکی استخوان ذکر می‌کند.
دکتر زهره مظلوم، متخصص تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز درخصوص نوشیدن چای و کاهش احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی می‌گوید: تحقیقات اخیر نشان می‌دهد اکسیداسیون کلسترول بدخون یا LDL از خواص مفید نوشیدن چای سبز است.
رادیکال‌های آزاد، کلسترول بد و تری گلیسیریدها از عوامل افزایش احتمال ابتلا به سکته قلبی و بیماری‌های قلبی و عروقی است که با مصرف روزانه دو فنجان چای سبز این احتمال به میزان ۴۰ درصد کاهش پیدا می‌کند.
دکتر زهره مظلوم، این نوشیدنی را عاملی مؤثر در رقیق کردن خون و پیشگیری از تشکیل لخته‌های خونی می‌داند. از طرف دیگر کاهش فشارخون در افراد مبتلا به فشار خون از دیگر خواص چای سبز است. بطور کلی خاصیت ترکیبات آنتی‌اکسیدانی از ایجاد التهاب در رگ‌های قلبی پیشگیری کرده و احتمال وقوع سکته را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.

کاهش وزن
تحقیقات اخیر نشان می‌دهد، نوشیدن چای سبز در
طولانی مدت می‌تواند منجر به کاهش وزن شده و از ابتلا به چاقی پیشگیری کند.
دکتر زهره مظلوم، متخصص تغذیه درخصوص مصرف چای سبز و کاهش وزن معتقد است: چای سبز به‌علت داشتن خواص ترموژنزی می‌تواند در کاهش وزن مؤثر باشد.
اکسیداسیون چربی‌ها از فواید نوشیدن چای سبز در
طولانی مدت است که نتیجه آن کاهش وزن و پیشگیری از ابتلا به چاقی است.
این متخصص در ادامه اضافه می‌‌کند: برخی ترکیبات موجود در چای سبز و کافئین روی سیستم اعصاب مرکزی مغز تأثیر گذاشته و موجب کاهش اشتها و افزایش اکسیداسیون چربی می‌شود.
تحقیقات نشان می‌دهد: پلی فنولهای موجود در چای سبز می‌توانند فعالیت آنزیم‌های تجزیه‌کننده قند خون را کاهش داده و از ابتلا به چاقی پیشگیری کند.

پوسیدگی دندان
چای سبز حاوی مقادیر فراوانی فلوراید و دیگر مواد معدنی ضروری برای حفظ سلامتی دندان‌ها است.
فلوراید ترکیبی مناسب برای پیشگیری از ایجاد پوسیدگی‌های دندانی به شمار می‌رود.
از طرف دیگر، پلی‌فنول‌های موجود در چای سبز خاصیت ضدباکتریایی داشته و عاملی مؤثر برای از بین بردن باکتری‌های دهانی محسوب می‌شود.
متخصصان معتقدند، مصرف روزانه یک فنجان چای سبز در کودکان، خطر پوسیدگی‌های دندانی و آسیب‌های ناشی از مصرف شیرینی‌جات و شکلات را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد. پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های لثه از دیگر خواص آنتی‌اکسیدان‌های موجود در چای سبز است.

دیابت
دکتر شهریار اقتصادی، نوشیدن چای سبز را عامل مؤثری در پیشگیری از ابتلا به بیماری دیابت می‌داند و می‌گوید: تحقیقات نشان می‌دهد، نوشیدن چای سبز احتمال ابتلا به دیابت را در افراد مستعد کاهش می‌دهد.
دکتر زهره مظلوم معتقد است: آنتی‌اکسیدان‌های موجود در چای سبز، متابولیسم قندها و اکسیداسیون چربی‌ها را افزایش داده و باعث کنترل قند خون می‌شود.
مهارکردن آنزیم‌های آمیلاز عامل مهمی در کاهش سرعت جذب قندخون و ترشح انسولین دارد، از این رو متخصصان مصرف این نوشیدنی را به همراه وعده‌های غذایی حاوی کربوهیدرات توصیه می‌کنند.
تحقیقات اخیر نشان می‌دهد خواص چای سبز فقط به موارد نامبرده محدود نمی‌شود، این نوشیدنی مقوی و خوش‌طعم در پیشگیری از ابتلا به بیماری‌هایی مانند ام‌اس، آلزایمر، آرتریت روماتوئید و اختلالات گوارشی نقش مهمی دارد.
مصرف این نوشیدنی در طولانی ‌مدت می‌تواند باعث افزایش تمرکز ذهنی و حافظه شده و از ابتلا به اختلالات شناختی در دوران سالمندی پیشگیری کند.
پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه، از دیگر خواص این نوشیدنی است، بطوری که آمارها نشان می‌دهد احتمال ابتلا به سرطان سینه در زنانی که بطور متوسط دو فنجان چای سبز به مدت شش ماه مداوم می‌نوشیدند، ۵۰ درصد کاهش یافته است.

دکتر احمدرضا درستی مطلق، مصرف بیش از اندازه این نوشیدنی را در پیدایش عوارضی نظیر کاهش شدید فشارخون مؤثر می‌داند و مصرف حداکثر دو فنجان را در حفظ سلامتی بدن مفید می‌داند.
دکتر زهره مظلوم مصرف بیش ازحد چای سبز را در افزایش احتمال ابتلا به بی‌خوابی، لرزش دست و اضطراب مؤثر دانسته و معتقد است: کافئین موجود در چای سبز می‌تواند باعث بی‌خوابی و اختلالات روحی شود از طرف دیگر مصرف همزمان چای سبز با برخی داروها که برای کنترل بیماری‌های عصبی، روحی نظیر افسردگی تجویز می‌شود، ممکن است تداخلات دارویی ایجاد و علائم بیماری را تشدید کند. این متخصص تغذیه مصرف چای سبز را به بیماران مبتلا به بیماری‌های عصبی، روحی، افراد مبتلا به بی‌خوابی یا افرادی که بیش از حد طبیعی دچار استرس و اضطراب هستند، توصیه نمی‌کند.

 http://www.lifes.mihanblog.com/post/67

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10:13  توسط رازمهر  | 

 زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده."

مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:28  توسط رازمهر  | 

 

عید زیبا بود و امید عیدی گرفتن

خرداد زیبا بود و امید سه ماه تعطیلی

پاییز زیبا بود و امید دیدن دوباره همکلاسیها

این سال دیگه میریم راهنمایی. دو سال دیگه میریم دبیرستان. یکسال دیگه دیپلم..

و مدام این جمله روی زبونمون بود. وقتی بزرگ شدم. وقتی بزرگ شدم.

 

با هر نوبرانه چشمها رو میببستیم و آروز میکردیم. چقدر آرزو داشتیم ...

دنیا دنیا امید..

روزی که نوبرانه زردآلو بود و چشمها رو بستم و خواستم در دل آرزویی کنم و هیچ چیز از دل به زبان نیامد و فهمیدم بزرگ شدم.

چشم رو باز کردم و نوبرانه زرد آلو در دستم و من بی‌آرزو. چقدر بزرگ شدن درد آور بود.

بزرگ شدیم و هیچ نشد...

حالا از مهر تا خرداد هر روز مثل دیروز و از خرداد تا مهر امروز مثل دیروز. هر سال که گذشت هیجان ها کم تر و کم تر شد. سالها تکراری تر...

کار و کار و کار برای هیچ..

آرزو ها حسرت شد و ماند و بیمهایی که داشتیم که روزمرگی رو دچار نشیم شد زندگی و فهمیدیم که زندگی چیزی نیست جز همانی که بزرگترها داشتن و مامی‌ترسیدیم از دچار شدن بهش..

آخرین بزنگاه بود بزرگ شدن.. 

دیگه می‌تونستیم از خیابان‌ها رد بشیم. ردشدیم بارها و بارها و بی پناه...

خوشا روزهایی که نمی‌توانستیم و دستهایمان را به دست بزرگ و نرم پدرمیدادیم و طعم تکیه‌گاه را می‌چشیدیم..

بزرگ شدیم و همه شبها به تنهایی گذشت و خوشا شبهایی که بهانه مریضی و ترس به تختخواب بزرگ و نرم پدر و مادر میلغزیدیم و خوش میخوابیدیم.

بزرگ شدیم و دستها به جیب رفت و روبروی دستگاه بی حس و سرد عابر بانک پول می‌گیریم و چه کیفی داشت ده تومانی و پنجاه تومانی‌هایی که از دست پدر میگرفتیم با لبخند.

دیگه نه امیدی به سال دیگه.نه به خرداد ونه به مهر.

تا بچه هستيم بزرگ شدن چه اميد شيرينی است و بزرگ که میشویم بچگی حسرتی بزرگ.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:36  توسط رازمهر  |